X
تبلیغات
موسیقی

موسیقی

آخرین اخبار گزارشها وگفت وگو ها از موسیقی ایران

استقبال از کنسرت کلهر و علیزاده در والت دیسنی


 


 

محمد تاجیک :توراروپایی  آمریکایی کیهان کلهر و حسین علیزاده از اساتید موسیقی ایرانی که پیش ازاین  بااجرای کلهردراروپا آغاز شده بود  از 16 بهمن در کانادا آغاز شده وهم اکنون به آمریکا رسیده است  وهمچنان ادامه دارد و این تور بااستقبال رسانه ها ومطبوعات وعلاقه مندان موسیقی در کاناداو امریکا  مواجه شده است .
 کیهان کلهر و حسین علیزاده به همراه حمیدرضا نوربخش  ابتدا در تالار ری تامپسون شهر تورنتو به روی صحنه رفته و سپس در شهر ونکوور کانادا به اجرای برنامه پرداخته بودند .آنها سپس 21بهمن در تالار باشکوه والت  دیسنی به اجرای برنامه پرداختند .
 اواخر دی ماه نیز كيهان كلهر به همراه مجيد خلج به اجراي بداهه‌نوازي در سالن تئاتر ژيمناس در شهر پاريس پايتخت فرانسه پرداخته بود.

 /کلهر از تو گروهش می گوید/

کیهان کلهر پیش ازاین در گفت وگویی با برخی رسانه ها در کانادا گفته بود :کنسرت تورنتو شروع تور ما در کانادا و آمریکا است. ما 12 کنسرت خواهیم داشت که از تورنتو شروع می شود و بعد ونکوور و بعد به آمریکا می رویم و ده کنسرت در شهرهای مختلف آمریکا اجرا خواهیم کرد.
 
 
 /از سه نسل/
 
 
 
   عنوان کنسرت علیزاده وکلهر  در تورنتو "از سه نسل" نام دارد. کیهان کلهر در پاسخ به سوالی درباره انتخاب این عنوان گفته :استاد علیزاده در واقع مسن ترین فرد این مجموعه است. ایشان همیشه فعال و شناخته شده بودند و منم حتی وقتی که نوجوان بودم ایشان را می شناختم به عنوان نوازنده و آهنگساز بسیار بسیار خوب و در واقع دفعه ی قبل که ما جمع شدیم کنار هم باز هم سه نسل بودیم. آقای شجریان هم که تشریف داشتند که نسل قبل آقای علیزاده هستند، حالا یک نسل آمده ایم جلوتر با جوان های دیگر، یعنی من هم که نسل دوم به حساب می آیم در کنار آقای علیزاده هستم و در کنار ما نسل جوان سوم، بچه هایی که اکثرا بعد از انقلاب متولد شدند. اینها نماینده ی موسیقی جدید ایران هستند. بچه های بسیار بسیار بااستعدادی که شنیدن کارهایشان واقعاً برای همه جالب خواهد بود. آقای سیامک جهانگیری فقط امسال است که با خود من کار کرده و نی می نوازد. آقای روزبه رحیمی(سنتور)، آقای پژمان اخواص(تنبک) و آقای فریبرز عزیزی (رباب و بم تار)که در ایران از شاگردان آقای علیزاده بودند. در هر صورت همه ی اینها با ما ارتباط داشتند و دوست داشتیم که در این برنامه همه کنار هم باشیم. و همانطور هم که گفتم در کنار ما نسل جدید خواننده های ایران آقای حمیدرضا نوربخش قرار دارد.

 /ناامیدی از اجرای فریاد /
 
 
 براساس گزارش برخی منابع اینترنتی ،در اجرا درسالن والت دیسنی برخی از افراد  انتظار اجرای  اثر معروف فریاد رادر این کنسرت  داشتند  .
 اما چهارشنبه شب، در تالار دیسنی، خبری از «فریاد» نبود. در طول آنتراکت  برخی از افراد امیدوار بودند  دست کم در بخش پایانی کنسرت «دیسنی هال» ترانه «فریاد» را اجرا کنند. اما چنین نشد و تم اصلی کنسرت «دیسنی هال» لس آنجلس در ترانه ها و اشعارعاشقانه این گروه خلاصه شد.

اجرای برنامه «استادان موسیقی ایرانی» در تالار «دیسنی هال» لس آنجلس بخشی از یک تور جهانی این استادان است که ازماه ژانویه و از سالن «ژیمناس» پاریس آغاز شده است.
این گروه ، روز ١٣ فوریه(24بهمن ) در تالار باشکوه «زلرباخ» شهر «برکلی» در شمال کالیفرنیا دست به اجرای کنسرت دیگری زد  و سپس در مرکز هنرهای مونتالوو در کالیفرنیادر 25بهمن به اجرای برنامه پرداخت .، موزه کلیولند و در بازگشت به اروپا یک بار دیگر در شهر پاریس و سپس کشور بلژیک برنامه اجرا کنند..
کیهان کلهر درتابستان سال گذشته در سالن پانزده هزار نفری «هالیوود باول» برنامه ای را به مناسبت بزرگداشت «مولانا» اجرا کرد که هدف آن محکم تر کردن پیوندهای فرهنگی میان ایرانیان مهاجر و جامعه میزبان در شهر لس آنجلس بود. کلهر یکی از تازه ترین چهره های موسیقی جهانی است که با موسیقی دان معروف «یویوما» نیز همکاری های مستمری داشته است.
 
/استقبال مطبوعات کانادا/
 
گفتنی است پیش از این مطبوعات کانادا به استقبال کنسرت علیزاده وکلهر رفته و روز نامه ونکوور سان در مطلبی نوشته بود :این شانس برای مخاطبان آمریکای شمالی فراهم شده تا به موسیقی شگفت آور و قدرتمندی گوش فرا دهند.به نوشته این روز نامه کنسرت اساتید موسیقی ایرانی درشهر ونکوور در حالی برگزارشدکه شهروندان این شهر طی ده سال گذشته بارها مخاطب گروههای موسیقی سنتی از سراسر جهان بوده اند .به نوشته این روزنامه کانادایی این گروه موسیقی ایرانی یکی از کلاسیک ترین گروههای موسیقی هستند که درونکوور به روی صحنه رفته اند.
 
 /نسل جدید موزیسینهای ایرانی/
 .
کیهان کلهر در گفت وگویی بابرخی رسانه ها در کانادا در پاسخ به سوالی درباره تفاوتهای این کنسرت  گفته است : این بار سعی کردیم که نسل دیگری از نوازنده های جوان ایرانی را معرفی کنیم که بیشتر با خودمان کار کرده اند یعنی نسلی که بین 25 تا 35 سال سن دارند. این کار به خاطر این است که نسل جدید موزیسین های ایرانی کمتر شناخته شده اند و دوست داریم که اینها را با خود همراه کنیم. ضمنا خواننده مان هم یکی از ستاره های جدید آواز موسیقی ایرانی است که یکی از بهترین شاگردان آقای شجریان بوده و حدود  43 سال سن دارد و کارهای محدودی هم با زنده یادان پایور و مشکاتیان دارند و ما دیدیم که خیلی شایسته است که اگر بخواهیم با خواننده ی دیگری کار کنیم با آقای نوربخش همراه شویم.
 
 
/نمی شود گفت به موسیقی غرب گرایش دارم/
 

 از کلهر سوالی پرسیده شده که  گرایش شما به موسیقی غرب از کجا نشأت گرفته است؟ واودرجواب گفته :  نمی شود گفت که من به موسیقی غرب گرایش دارم. در واقع من به این معتقد نیستم که شرق و غرب موسیقی اش خیلی فرق دارد. ما می توانیم به عنوان موزیسین های شرقی هم فعال باشیم و کار خودمان را انجام دهیم و همان کار سنتی خودمان را بکنیم ولی همیشه می شود نوع دیگری هم به موسیقی نگاه کرد. می شود حد و مرز موسیقی را در نظر نگرفت. هر موزیسینی از هر فرهنگی، مخصوصا در دوره ی ما، با پیشرفت تکنولوژی، با از بین رفتن مرزها، می توانند با هم کار کنند. این امر در هنر اتفاق می افتد و این تماس ها اجتناب ناپذیر است. یعنی می شود که با موزیسین ها چه شرقی و چه غربی کار کرد. من خودم با موزیسین های شرقی از جمله شجاعت حسین خان از هند غزل را کار کردم و با اردل ارزانجان از ترکیه یک آلبوم دیگر کار کردم و هنوز هم با او کنسرت می دهم. دوست دارم که با فرهنگ های دیگر آشنا شوم و با موزیسین هایشان و نه فقط فرهنگ غرب. اما فرهنگ و موسیقی غرب هم برای من جذاب بوده و ناخودآگاه Brooklyn Rider هم بخشی از آن بود. در واقع این بچه ها همان بچه های جوانی بودند که از طریق "جاده ی ابریشم" با هم آشنا شده بودیم و دوست داشتیم که با هم کار کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 21:44  توسط محمد تاجیک  | 

گفت‌وگو با امين‌الله رشيدي، خواننده و آهنگساز رادیو ایران/كسي به فكر «گل‌ها» نيست

   
27 بهمن 1388 - 11:21
كسي به فكر «گل‌ها» نيست

حسن گوهرپور:«نه، ديگر اين برف را سر باز ايستادن نيست، برفي كه به روي و به موي ما مي‌نشيند.» در دلم مي‌گويم كسي به فكر «گل‌ها»، «شاخه گل‌ها» و «برگ‌ سبزها» نيست. كسي به فكر پرنده‌هايي نيست كه از گلوي‌شان ستاره‌هاي جهان نور مي‌گرفتند. دل‌مان براي مردمي گرفته كه دارند ساز و آواز قريب دريا و درخت و نسيم و كوير را از ياد مي‌برند. بدتر از اينها رفتن آدم‌هايي است كه حرف‌هاي ناتمام جهان را از دريچه «گل‌ها» روايت مي‌كردند و حالا از آنها تعداد اندكي مانده كه بايد براي دانستن قدرشان فكري كنيم فكري كه به قانون زمين بر نخورد؛ قانوني كه به ما موسيقي را آموخت و صداهايي كه ما را به نيستان جان كشاند. ساختمان قبلي تالار رودكي در سال‌هاي 1326 تا 1328 كه بزرگاني چون «موسي‌خان معروفي» و دكتر «مهدي فروغ» در آنجا درس موسيقي مي‌دادند، محل عبور جواني بود كه طنين صدايش تا سال‌ها در گوش مردم ماند و ترانه‌هايش در زبان‌شان جاري شد. امين‌الله رشيدي متولد كاشان كه در كلاس‌هاي رايگان شبانه هنرستان موسيقي ايران آموزش مي‌ديد، ديگر دانسته بود كه موسيقي آن چيزي است كه روايتگر درد مشترك آدميان است. پيش از رفتن راوي خوش نغمه‌هاي ‌روح‌پرور طبيعت به هنرستان موسيقي او از محضر استادان «حسن نقشپور» و «مسعود معارفي» مقدمات نوازندگي تار را آموخته بود و حالا ديگر وقتش رسيده بود كه راديوي ملي ايران صداي او را به گوش مردم برساند. از حدود سال 28–1327 شمسي تا پايان سال 1344 به‌طور مداوم راديو ايران ميهمان صداي رشيدي بود و در اين مدت بيش از 120 آهنگ توسط او ساخته و با همكاري بزرگان هنر نوازندگي ايران مانند حبيب‌الله بديعي، پرويز ياحقي، همايون خرم، عباس شاپوري، انوشيروان روحاني، رضا ياوري و... اجرا شد. حالا ديگر از آن روزها بسيار گذشته و موي سپيد 84 ساله موسيقي ملي ايران اين روزها به همراه جلال ذوالفنون و محمد موسوي در تدارك اثر جديدش با نام «شباهنگ» است. از آلبوم‌هاي منتشر شده توسط امين‌الله رشيدي مي‌توان به بخت گمشده، چشم شب، عطر گيسو، من عشقم، افسونگر و دلم تنگ است اشاره كرد. سايت شخصي اين هنرمند هم به آدرس WWW.RASHIDIMUSIC.COM اطلاعات دقيق‌تري از اين هنرمند ارائه مي‌كند.

آقاي رشيدي شما در بخشي از زندگينامه‌تان در سايت شخصي خود نوشته‌ايد اولين خواننده ايراني هستيد كه با نت آشنايي داشته، چقدر دانستن نت در آواز آن دوره اهميت داشت؟
همان‌طور كه مي‌دانيد خوانندگان بسياري پيش از بنده در موسيقي ملي ايران حضور داشته و تاثيرگذاشته‌اند كه از آن جمله مي‌توان به استاد بنان، بديع‌زاده، اديب خوانساري و... اشاره كرد اما شايد بتوان گفت من اولين خواننده‌اي بودم كه نت مي‌دانستم و يادم مي‌آيد اين دانستن نت، مرا بسيار در كار هنري‌ام پيش انداخت. من از حدود 10 يا 15 سالگي كه چندان موسيقي نمي‌دانستم سعي داشتم آهنگ بسازم. آن روزها به زورخانه مي‌رفتم و وقتي مرشد ندا سر مي‌داد خيلي تحت تاثير قرار مي‌گرفتم. حتي يادم مي‌آيد بعد از اين تحت تاثير قرار گرفتن‌ها، اولين آهنگي كه ساختم براي «مرغ حق» بود كه آن زمان برايم قصه بسيارغريبي داشت. آن روزگار نقل مي‌كردند كه «مرغ حق» اينقدر «حق حق » (نداي حق) مي‌كند كه گلوي نازكش مجروح شده و جان مي‌دهد. جالب است بدانيد در كنسرتي كه چند ماه گذشته در همدان داشتم «مرغ حق» را بازخواني كردم. اما اگر بخواهم به سوال شما پاسخ دهم بايد بگويم به‌طور مستقيم ممكن بود در آن روزگار چندان براي نت دانستن اهميتي قائل نباشند اما امروز اثبات شده كه كار قاعده‌مند در عرصه موسيقي بدون دانستن الفباي آن چندان راه به جايي نخواهد برد.
شما مدتي به دلايل شغلي و به ظاهر در عرصه آواز كم‌كار بوديد اما پس از فعاليت مجدد شما، خاطرم هست از سال‌هاي اوليه دهه 70 در تلويزيون حضور فعالي داشتيد و پياپي صدا و تصوير شما از رسانه ملي و راديو پخش مي‌شد. تصور مي‌كنم در سال‌هاي اخير حضور شما در تلويزيون كمتر شده، درست است؟
بايد خدمت شما عرض كنم كه رابطه من با تلويزيون رابطه‌اي وابسته‌ است نه پيوسته. يعني اينكه هر وقت مرا دعوت كنند تا آنجايي كه امكان داشته باشد حضور پيدا مي‌كنم. اتفاقا بد نيست شما هم بدانيد كه همين چند ماه پيش كه سري به جام جم زدم حدود 30 يا 40 آهنگي كه تا به حال اجرا نشده به دوستان دادم كه شايد بتوانند فضايي را براي اجراي و ضبط آن ايجاد كنند. به هر حال تلويزيون هم يكي از ابزارهاي هنرمند است كه مي‌تواند اثرش را به مخاطب عرضه كند. در اين شرايط هم كه اجراها با مصائب بسياري مواجه است تلويزيون مي‌تواند فعاليت خوبي در اين عرصه داشته باشد.
منظورتان از مصائب اجرا مشكلاتي است كه در اجرا و امكانات سالن پيش مي‌آيد يا زمان اخذ مجوزها و نظارت‌ها مدنظر شما است؟
اتفاقا هر دو اين موارد را من از مصائب اجرا مي‌دانم. اول اينكه براي مجوز چقدر مديران اجرايي كنسرت‌ها بايد در راهروها منتظر بمانند و جواب‌هاي مختلف بشنوند و تازه پس از اخذ مجوز معلوم نيست حتما بتواني آن را اجرا كني چرا كه شرايط در دست شما نيست. دوم اينكه مجوزي كه مثلا در تهران اخذ شده در شهرستان ممكن است با مشكل مواجه شود و شهرستان‌ها در اجرا الزامي ندارند كه حتما تابع نظرات مركز (تهران) باشند. در تهران هم كه نوبت‌بندي‌ها براي تالار وحدت به نوعي رابطه‌اي است. رويكرد وزارت ارشاد و دفتر موسيقي به هنرمندان اين عرصه متفاوت است و از طرف ديگر بخشي از اسپانسرها يا حاميان مالي با شيوه‌اي هدفمند دارند از نوعي موسيقي ويژه حمايت مي‌كنند. براي مثال همين چند وقت پيش ديدم در چند روزنامه مهم كشور كه البته دولتي هم هستند تبليغ اجراي يك خواننده پاپ را زده بودند به همراه بخشي از بهترين ترانه‌اش كه قرار است در اجرا به سمع مخاطبان برسد. با ديدن اين ترانه باور كنيد خيلي به حال موسيقي تاسف خوردم. اين ترانه تا آنجايي كه يادم مي‌آيد اين بود: «آهاي خوشگل عاشق / آهاي شمع دقايق» و الخ. اين چگونه نظارت و ارزشيابي‌اي است كه اين ترانه مجوز مي‌گيرد و در يكي از بهترين سالن‌هاي كشور هم اجرا مي‌شود، حتي اگر منظورشان اين است كه اين نوع موسيقي هم به هر حال مخاطباني دارد كه البته اينگونه هم هست، اما آيا نبايد نوع مرغوبي از اين نوع موسيقي هم به گوش مخاطب خورانده شود تا او هم سطح سليقه‌اش ارتقا يابد تا اينكه نزول كند.
به نظر شما اين افراد توسط آدم‌هاي خاصي حمايت مي‌شوند كه مي‌توانند هر ترانه‌اي را با هر موسيقي و هر كيفيتي اجرا كنند آن هم در سالن‌هاي خوب كشور؟
من فكر مي‌كنم برخي از اين اسپانسرها (حاميان مالي) كه روابط ويژه‌اي دارند و از جاهايي هم حمايت مي‌شوند از برخي خواننده‌ها حمايت مي‌كنند و به دلايل اقتصادي اصلا براي‌شان اهميت ندارد كه چه نوع موسيقي‌اي به مردم ارائه مي‌دهند. در اين بين او نفعش را مي‌برد و خواننده هم با هر كيفيتي كه اثرش دارد آن را ارائه مي‌كند و چون براي اسپانسر هم كيفيت مهم نيست بنابراين به شهرت و موقعيت مي‌رسد. البته تاريخ در مورد اثر هنري قضاوت خواهد كرد اما اين حركات در ايران كه سابقه فراوان فرهنگي دارد شايسته نيست. اين كشور بزرگان موسيقي فراواني داشته كه هنر موسيقي در شرايط فعلي مديون زحمات آنها است و ما نبايد آن را فراموش كنيم.
اين نظارت‌ها در وزارت ارشاد هم با توجه به تغيير آدم‌ها مثل اينكه تغيير مي‌كند و سال‌ها است كه با معيارهاي ارزشيابي موسيقي صداوسيما هم متفاوت است.
بله همين‌طور است. به نظر من اساسا موسيقي ارزشيابي به اين شكل را نياز ندارد، چرا كه اين ارزشيابي‌ها در برخي موارد با حب و بغض همراه است. اگر ارزشيابي وجود دارد چرا بايد متفاوت باشد. حالا مي‌گوييم رسانه ملي براي اينكه براي چهار طرف اين سرزمين با فرهنگ‌هاي متفاوت قرار است موسيقي پخش كند بايد همه موارد فرهنگي را لحاظ كند و به همين جهت برخي محدوديت‌ها را قائل است اما وزارت ارشاد پياپي معيارهايش عوض مي‌شود. از طرف ديگر اين دو ارگان هركدام معيارهايي دارند كه اگر بخواهيد يك اثر را در هر دو عرضه كنيد بايد دو بار ارزشيابي شود و ممكن است حتي در يكي پذيرفته نشود. اين تفاوت در معاونت فرهنگي و اداره كتاب وزارت ارشاد هم وجود دارد.
فكر مي‌كنم شما در يك دوره نامه‌اي هم درباره كتاب‌تان «تا مرزهاي بي‌سرانجامي» به وزير وقت نوشتيد درست است؟
بله اتفاقا متن نامه را هم دارم، البته نام كتاب هم از آنچه شما گفتيد به «ايران در رهگذر باد» تغيير كرد. يك رونوشت هم از اين نامه دست شما باشد اگر خواستيد آن را منتشر كنيد.
امين‌الله رشيدي در بخش‌هايي از نامه‌اي كه پس از رويت وزير وقت، آقاي صفارهرندي با شماره 15398/1 به معاونت فرهنگي و دكتر پرويز رسيد، نوشته: «با عرض سلام و احترام اينك بار ديگر بعد از دو سال (داير بر درخواست صدور مجوز كتاب سومم به نام ايران در رهگذر باد) با اين اميد كه شايد فضاي فرهنگي و ديدگاه حضرات نسبت به چاپ آثار نويسندگان دستخوش تغييرات مثبت شده باشد، مصدع اوقات گرانبهاي شما مي‌گردم تا دستور فرماييد بيش از اين در صدور مجوز چاپ كتب اهمال روا ندارند. تقاضاي بنده اين است كه اگر اجازه فرماييد چند دقيقه‌اي به حضورتان رسيده و ايرادات عجيب و غريب حضرات صادركنندگان مجوز چاپ كتاب بنده و ساير كتاب‌هاي ديگران را در جلسه‌اي كه تيرماه سال 85 برگزار شد، خدمت‌تان بر شمارم. لزوما بايد عرض كنم كه در آن جلسه بيشتر ايرادها و انتقادها را غيرمنطقي ديدم، بيشتر ايرادها بنا بر يك ضرب‌المثل تاريخي از نوع ايرادهاي بني‌اسرائيلي بود.» رشيدي در بخش پاياني نامه مي‌نويسد: «با پوزش از زياده‌نويسي، (در پايان بايد عرض كنم) در سال 84 كه اين كتاب توسط انتشارات عطايي تهران براي صدور مجوز چاپ به وزارت ارشاد تسليم شد بنده قصد آن داشتم بعد از چاپ آن به هريك از همكاران هنرمندم، امثال استاد علي تجويدي، پرويز ياحقي، عباس شاپوري، منوچهر همايون‌پور، جهانگير ملك و ده‌ها نفر ديگر كه نام ارجمندشان در اين كتاب آمده است يك جلد تقديم كنم اما بعد از سپري شدن دو سال آن عزيزان رخت از جهان بر بستند و «گر ملك اين باشد و اين روزگار» خود اينجانب هم ممكن است قبل از چاپ اين كتاب و رويت آن قالب تهي كنم و سرانجام اينكه عاشقان را بگذاريد بنالند همه...»
رشيدي البته در متن ديگري با نام «چاووشي خوان قوافل حسرت» كه براي استاد مشكاتيان به نگارش درآورده درباره مجوزها مي‌نويسد: «چرا بايد اثر يك نويسنده كه از مقتضيات زمان آگاه و خودسانسور است سال‌ها در وزارتخانه مربوط در انتظار چاپ به سر برد؟ بزرگ‌ترين نويسندگان هم مي‌دانند كه اگر خود دستي برنيارند و كاري نكنند، آثارشان در فراموشخانه تاريخ مدفون خواهد شد! ‌اي خدا شب زنده‌داران نيستند / صبح را ناديده مي‌ميرد چراغ / آه اگر خود برنيايد آفتاب / هيچ‌كس از او نمي‌‌گيرد سراغ.»
شما چندي پيش اعلام نظري در مورد خواندن تصنيف «مرغ سحر» در برخي اجراها كرده بوديد و حتي خاطرم هست در مطلبي كه سال گذشته در مورد اوضاع موسيقي نوشتيد، به اجراي تكراري تصنيف «مرغ سحر» و «اي ايران» اشاره كرده و اين تكرار را ناخشنود دانسته بوديد، آيا با اين تصنيف‌ها موافق نيستيد يا با تكرار متعدد آنها مخالفيد؟
عرض كنم كه من معتقدم اين موسيقي فرازهاي ديگري هم دارد كه بشود آن را مطرح كرد. اما مثلا آقاي فخرالديني اغلب مواقعي كه اركستر ملي برنامه دارد يا «مرغ سحر» را در پايان اجرا مي‌كند يا «اي ايران» را. آيا اين موسيقي تصنيف‌هاي ديگري هم ندارد هرچند اين دو تصنيف بحق از بهترين تصنيف‌هاي موسيقي ما هستند اما واقعا با تكرار بيش از حد از تاثيرگذاري آن هم كاسته مي‌شود. استاد شجريان هم از خوانندگان بي‌نظير موسيقي ما هستند اما خواندن اين تصنيف به تكرار حتي ممكن است باعث اتفاقي شود كه عرض كردم. درست است كه ما بحران آهنگسازي داريم اما اگر بخواهند از تصنيف‌ها و آثار قبل بخوانند آثار فراواني هست؛ اگرچه از آدم‌هاي آن دوران نمانده‌اند.
فكر مي‌كنم از آهنگسازان دهه 30 و 40 فقط شما باشيد كه هنوز هم داريد آهنگ مي‌سازيد؟
بله تقريبا از فعالان آن دوره فقط من هستم كه هنوز آهنگ مي‌سازم.
از جوان‌ترها كساني هستند كه نظر شما را جلب كرده باشند؟
بله تعدادي از آنها صداي خوشي دارند برخي هم البته هستند كه صداي‌شان خوب است اما متاسفانه آفت تقليد به جان خوانندگان ما افتاده است. البته يكي از دلايل آن هم اين است كه رسانه ملي توجهي به تكثر صداها ندارد و اگر هم متنوع پخش مي‌كند، اصلا برايش مهم نيست كه صدايي كه پخش مي‌شود به لحاظ هنري داراي معيارهاي اثر خوب هست يا نه. در ميان خوانندگان جوان ترانه‌هاي «عليرضا قرباني» را شنيده و صدايش را مي‌پسندم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 8:18  توسط محمد تاجیک  | 

رضا شايسته خبرداد:‌حضور گروه <چكاوك> در جشنواره بين المللي موسيقي فجر

  

‌گروه چكاوك از سال 77 آغاز به كار كرده است. اين گروه در اجراي 2 ماه پيش خود در بخش ‌اول كه در دستگاه <‌‌‌بيات اصفهان> بود، تصنيف‌هاي <آشفته> و <خواب‌نوشين> با آهنگسازي پرويز‌ياحقي، <تك درخت> ‌اسداله ملك، <طاقتم ده> همايون خرم و همچنين قطعه <رنگ ‌اصفهان> ساخته اسداله ملك را به اجرا درآورد. ‌در بخش دوم نيز كه در دستگاه <شور> اجرا شد، تصنيف هاي <سراب آرزو> ساخته پرويز ياحقي، <كعبه ‌دلها> حبيب اله بديعي و <رفتم> از ساخته‌هاي علي تجويدي را گروه اجرا كرد كه اوج اين ‌بخش، قطعه‌اي بي كلام از استاد <ميلاد كيايي> بود كه توسط خود او به صورت تكنوازي ‌سنتور اجرا شد و در قسمت هايي < نازنين پدرثاني> او را با تنبك همراهي كرد. ‌در اين اجراها <مصطفي مداحي> خواننده مهمان گروه، به جاي <مصطفي نيكو> خواننده ثابت ‌گروه، خواند. ‌آنچه به زيبايي بازخواني اين تصانيف كمك كرد، استفاده از تك نوازي ها و دونوازي هاي پياپي ‌ويلن با كوك ايراني، تنبك، قانون، تار و عود بود كه در امتداد به گروه نوازي با همكاري يك ‌گروه كامل از ويلن نوازان با 16‌‌‌‌‌نوازنده و همچنين كنتر باس ، ويلن سل و فلوت مي رسيد. ‌در پايان اجرا، مصطفي مداحي <تار> به دست گرفت و تكنوازي كرد. ‌در اين اجراها، نازنين پدرثاني با تنبك، طراوت‌باباخانلو با فلوت، مينو قاسم پور با قانون،آوا ‌ايوبي با عود، پديده احرارنژاد با تار و رضا شايسته گروه را همراهي كردند. ‌به گزارش آنا، اين گروه تركيبي از نوازندگان جوان و پيشكسوت است كه اجراي آهنگ‌هاي ‌قديمي را سرلوحه كار خود قرار داده‌اند اما <شايسته> سرپرست و نوازنده ويولن اين بار هم به ‌سراغ اساتيد موسيقي رفت و از همه مهمتر ميلاد كيايي هم مثل گذشته در اين كنسرت به ‌عنوان نوازنده مهمان در كنار گروه <چكاوك> به‌نوازندگي سنتور پرداخت. رضا شايسته ‌سرپرست گروه <چكاوك> و نوازنده چيره دست ويلون در آستانه جشنواره بين المللي ‌موسيقي فجر درحال آماده‌سازي گروه خود براي شركت در اين جشنواره است. به اين بهانه با ‌او گفتگويي كرده ايم كه مي‌خوانيد.‌

استارت اوليه تشكيل گروه چكاوك از چه زماني زده شد و فكر اوليه تشكيل اين گروه از چه ‌كسي بود؟‌

استارات اوليه در سال 77 بود كه ما به فكر تشكيل اين گروه افتاديم كه فكر اوليه تشكيل ‌چنين گروهي هم به ذهن خود بنده <رضا شايسته> رسيد.‌

اين گروه در ابتدا با چند نوازنده شروع به كار كرد و اكنون بعد از گذشت اين همه سال چند ‌نوازنده دارد؟ ‌

در ابتدا، گروه كار خودش را با 7 نفر آغاز كرد و در حال حاضر اين گروه با 25 نفر نوازنده، به كار خود ‌ادامه مي دهد‌.

آيا گروه در خارج از كشور برنامه هايي داشته يا دارد؟‌

خير، گروه در خارج از كشور هيچ برنامه اي نداشته چرا كه؛ برنامه هايي از اين دست منوط به ‌حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد است و بردن 25 نفر -‌‌اعضاي گروه - كار بسيار بسيار دشواري‌است.‌

همانطور كه مي دانيد استقبال از موسيقي سنتي در خارج از كشور بسيار زياد است. به ‌اعتقاد شما چه ويژگي‌هايي باعث شده كه موسيقي اصيل ايراني اين چنين در خارج از كشور ‌علاقمند داشته باشد؟

به خاطر اينكه در خارج از كشور، آنقدر موسيقي پاپ و موسيقي كلاسيك به خورد مردم داده ‌شده و متاسفانه مخاطباني كه در آنجا زندگي مي‌كنند از موسيقي سنتي محروم ‌هستند يا اساتيدي كه آنجا باشند و چنين موسيقي‌اي را ارائه كنند كم است به ‌همين دليل وقتي گروهي از ايران به آنجا رفته و برنامه اجرا مي كنند با چنين استقبالي ‌مواجه مي شوند.‌

بيشتر آثار شما اجراي آثار نوازندگان چيره‌دستي مثل استاد ملك، استاد ياحقي، استاد ‌تجويدي، استاد بديعي و استاد خرم هستند كه متاسفانه اكنون در بين ما نيستند. دليل اصرار ‌شما بر اجراي چنين آثاري چيست؟ آيا براي مثال در مورد استاد ملك شاگرد ايشان بودن ‌شما دليل اين موضوع است؟ يا اينكه دلايل ديگري هم داريد؟

يكي از دلايلي كه من كارهاي استاد ملك را اجرا مي كنم همين است اما دليل بعد هم اين ‌است كه اگر ما 5 استاد برتر ويولن داشته باشيم همين 5 نفري هستند كه شما نامشان ‌را برديد - 5 تفنگدار - كه آثار اين اساتيد واقعا مهري بر پيشاني موسيقي كشور ما هستند چرا ‌كه؛ آثارشان جاودانه است و در دل و روح مردم است و هرچند بار هم كه اجرا شوند مخاطبان ‌خسته نمي شوند و براي نسل‌هاي مختلف و متفاوت اين آثار شنيدني است و من از مسئولان ‌وزارت فرهنگ و ارشاد همانطور كه رديف‌هاي موسيقي ما در -‌‌يونسكو - به ثبت رسيد اين آثار ‌جاودانه هم بايد به ثبت برسند.‌

اخيرا شاهد ورود تلفيقي از موسيقي سنتي و پاپ در جامعه هستيم كه تعدادي از ‌آنها را گـــوش كـــرده‌ام. نظر شما در مورد چنين موسيقــي‌اي ‌چيست؟ آيــا آن را تائيد مي‌كنيد؟

بله، صددرصد كار بسيار خوبيست ولي نه هر كاري . حال اين كاري كه شما مد‌نظرتان است و ‌مثال زديد از استاد ناظري كار بسياربسيار ارزشمندي بود ولي متاسفانه ديده مي‌شود كه ‌خيلي از كارها بدون هيچگونه تمرين و ممارست ارائه مي شوند كه واقعا هيچگونه ‌محتوا نداشته و به همين دليل اين نوع موسيقي در جامعه مخالفان خاص خودش ‌را دارد.‌

به نظر سازها چقدر مي توانند اين موضوع را به شنونده القا كنند كه نيازي به آواز نيست يا ‌به عبارت بهتر سازها چه اندازه از وظيفه آواز را مي‌توانند به دوش بكشند آنجا كه فقط ساز ‌نواخته مي شود و آوازي در كار نيست؟

به نظر من اين نوع موسيقي، موسيقي كاملي نيست چرا كه ساز و آواز هر دو مكمل همديگر ‌هستند هرچقدر هم يك اركستر خيلي قوي و سازها هم خيلي تكميل باشند به نظر ‌بنده، باز هم نمي‌تواند آن حال و هوايي كه يك خواننده در گروه دارد و آن حسي كه به ‌مخاطب ارائه مي شود را پر كند و من ترجيح مي دهم كه ساز و آواز توام با هم باشد.‌

در جشنواره موسيقي هم شركت مي‌كنيد؟‌

از سال 77 كه اين گروه را تشكيل دادم هميشه دوست داشتم كه يك زماني وارد جشنواره ‌شوم كه يك كار در خور شأن جشنواره ارائه كنيم كه خوشبختانه پس از 11 سال از آغاز ‌فعاليت گروه، امسال اين اتفاق افتاد و ما مجوز شركت در جشنواره را گرفتيم، اميدواريم كه كار ‌موفقي باشد و بتوانيم رضايت مخاطبان را هم جلب كنيم. ‌

 http://www.aftab-yazd.com/textdetalis.asp?at=2/9/2010&aftab=8&TextID=120930

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 10:1  توسط محمد تاجیک  | 

کیهان کلهر واسکار موسیقی

کیهان کلهر با گروه جاده ابریشم به اسکار موسیقی رسید
 
 محمد تاجیک : با اعلام اسمی برندگان پنجاه ودومین جایزه گرمی(اسکار موسیقی) مشخص شده است که گروه جاده ابریشم به سرپرستی یویوما که در آن کیهان کلهر نوازنده برجسته ایرانی حضور داشته برنده جایزه بهترین آلبوم کلاسیک دورگه شده است .
به گزارش شفاف ، روز نامه بهار به قلم پرویز براتی دراین باره نوشته آلبومى كه گروه يويوما بابت آن جايزه گرمى را برده  نام دارد. "آوازهاى سرور و صلح " نام دارد. 

 /درباره گروه موسیقی جاده ابریشم /

 گروه موسيقي جاده ابريشم به سرپرستي و تاسيس «يويوما» بهترين و معروفترين ويلن‌سل‌نواز دنيا در سال 1998 تاسيس شد. اين گروه از همان ابتدا هدف مالي براي خودش طراحي نکرد و مهمترين اهدافش را بر پايه هنر غيرانتفاعي و همکاري‌هاي آموزشي بنا کرد. يکي از مهمترين اهداف اين گروه گرد هم آوردن موسيقيدانان کشورهاي مختلف جاده ابريشم کنار هم و ايجاد همسايگي موسيقايي با آنها بود. اما در طول سالها اين گروه، موسيقيدانان مختلف دنيا را کنار هم آورد تا پيام‌هايش را به شکلي جهاني‌تر مطرح کند. اين گروه به اغلب کشورهاي دنيا سفر کرده است به خصوص کشورهايي که در آن نوازنده‌اي از گروه راه ابريشم حضور دارد. در اين ميان ايران تنها کشوري است که با حضور سه نوازنده (کيهان کلهر، سيامک جهانگيري و سيامک آقايي) اين گروه را ميزباني نکرده است.

/درباره کیهان کلهر/
 

  کیهان کلهر چند سالی است در ایران کنسرت برگزار نکرده و تنها آلبومهایش منتشر شده، در سالهای اخیر کنسرتهای بسیاری در دنیا برگزار کرده است. البته کنسرت‌های او طی دو، سه سال اخیر در دنیا کمتر شده اند، اما تا چند سال پیش او سالی نود تا نود و پنج کنسرت در نقاط مختلف دنیا برگزار می کرد. كلهر تا به حال سه بار در سال هاى ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ كانديداى دريافت جايزه گرمى براى آلبوم «غزل ۴» به همراه شجاعت حسين‌خان و همچنين آلبوم هاى «فرياد» و «بى تو به سر نمى شود» به همراه گروه استادان موسيقى ايرانى شده است.

 

 
/کلهر و یویوما/

  
کلهر که در سال دو هزار در نیویورک زندگی می کرده در آن زمان اسپانسرهای پروژه جاده ابریشم در کنار یویوما که این پروژه را کلید زده بود، تصمیم گرفتند که به دنبال موسیقیدان های معتبر کشورهای جاده ابریشم بگردند و چند نفر را انتخاب کنند. چند موزیکولوگ که در جامعه موسیقی آنجا فعالیت می کنند و محققان این پروژه بودند، کلهر را هم انتخاب کردند.


 

/و اما حاشیه سازی ها /

آخرین باری که علاقه مندان موسیقی شاهد حضور کیهان کلهر در یک کنسرت در ایران بودند، سال ۸۴ بود. او در سال ۸۵ قصد داشت با شجاعت حسين خان ابتدا در نيمه مرداد ماه و سپس در شهريور ماه کنسرت برگزار کند. كلهر در آن زمان درباره برگزار نشدن این کنسرت گفته بود: «مشكلات برگزاري كنسرت در تهران و حاشيه سازي ها به اندازه‌اي است كه تمايل را براي انجام اين كار از بين مي برد. »


/گواهی عدم سوء پیشینه /
 
 
ولی چرا کلهر که زمانی هر۴ روز یک کنسرت در دنیا برگزار می کرد و در طول سال، حدود دویست و پنجاه روز در مسافرت بود در زمینه برگزاری کنسرت در ایران کم کار است؟ کلهر زمانی درباره این موضوع به شهروند امروز گفته بود: «اینکه در زمینه برگزاری کنسرت، در ایران کم کار هستم که این مقوله هم چیز عجیب و غریبی نیست و این کمکاری دلایل مختلفی دارد. دوست داشتم اگر قرار بود در ایران کنسرتی برگزار کنم به عنوان مثال همراه با کسانی باشد که عموماً با آنها در نقاط مختلف دنیا کنسرت می دهم. اما قوانین جدیدی از طرف مسوولان تدوین شده؛ مثلاً نوازنده خارجی که قرار است برای اجرا به ایران دعوت شود، باید گواهی عدم سوءپیشینه داشته باشد. طبیعی است که نمی توان به موسیقیدانی که همه دنیا او را می شناسد گفته شود که برای برگزاری کنسرت در کشور من تاییدیه پلیس کشور خودش را ارائه کند. پس این بخش ارتباط من با موسیقی و موسیقیدانان غیرایرانی در ایران خود به خود منتفی است. اما درباره فعالیت من با گروه های ایرانی باید بگویم که من گروه کوچکی در ایران دارم که از نوازندگانی که چند سالی است با آنها کار میکنم تشکیل شده و اتفاقاً دوست دارم که با آن ها کنسرت بدهم. به هرحال برگزاری کنسرت در ایران داستان های خودش را دارد. دیگر اینکه زمانی بود که در ایران کنسرتی برگزار نمی شد و حالا هم که بیش از حد کنسرت داریم. »

/یویوما و جاده ابریشم در آرزوی ایران /
 
 
در حالی که کیهان کلهر از برگزاری کنسرت درایران فراری است یویوما و گروه جاده ابریشم که کیهان کلهر سالها با آنها همکاری داشته عاشق برگزاری کنسرت در ایران هستند .کیهان کلهر درمصاحبه ای دراین باره گفته : اتفاقاً آنها خیلی دوست دارند به ایران بیایند ولی هیچ وقت شرایط مالی و معنوی اجرای کنسرت آنها در ایران فراهم نبوده است. اینجا یک سالن مناسب هم برای اجرا وجود ندارد .از سویی دیگر برنامه های جاده ابریشم خیلی گران است. اگر بیست نفر اعضای گروه با منشی ها و صدابردارهایشان و عوامل دیگر بخواهند به اینجا سفر کنند بودجه سرسام آوری را می طلبد. این درحالیست که بودجه کنسرت های موسیقی این چنینی در نقاط مختلف دنیا عموماً از طریق منابع دولتی تامین می شود و بلیط فروشی نمی تواند هزینه ها را تامین کند. مثلاً در چین، این قدر قیمت بلیط ها بالاست که مشخص است مردم نمی توانند بهای این بلیط ها را پرداخت کنند. گروه ها و سازمان هایی این بلیط ها را خریده بودند و به مردم داده بودند. 
 

/اصلی ترین کار، فرعی ترین کار می شود/

 
کلهر پیشتر نیز در گفت وگویی با روزنامه شرق گفته بود: «آنقدر اجراى موسيقى در ايران مشقتبار و سخت است كه وقتى روى صحنه مى رويد اصلى ترين كار كه ارائه موسيقى است فرعى ترين كار به حساب مى آيد. بنابراين دوست ندارم در چنين فضايى كار كنم، در حالى كه هنوز كاربرد موسيقى در جامعه ما مشخص نيست و اين دوگانگى باعث مى شود براى ادامه كار در آدم ميلى نماند.»
 
 
/مشهور و پرکار در خارج /
 
همین سال گذشته بود که مجله مشهور سانگلاينز که مشهورترین مجله موسیقی درجهان است آلبوم «شهر خاموش» كيهان كلهر را به عنوان برترين آلبوم سال انتخاب كرد. او همچنین در سازمان ملل هم به اجرای برنامه پرداخت. در اين اجرا كه به مناسبت روز جهاني سازمان ملل در نيويورك برگزار شد، كيهان كلهر به همراه يويوما، عاليم قاسم اف از آذربايجان، نوازندگان چيني و يكسري نوازندگان سازهاي زهي در سازمان ملل در حضور تمامي سفراي كشورهاي جهان و رئيس جديد سازمان ملل به اجراي برنامه پرداخت كه با استقبال بسيار زياد مخاطبان روبرو شد. کلهر در این سالها در بسیاری از کشورها و شهرهای دنیا از پاریس تا چین ومصر به اجرای برنامه پرداخته است . اين نوازنده كمانچه سال گذشته بيش از 10 كنسرت را در نقاط مختلف جهان برگزار كرده است.
 
 
/فعال در تدریس، باز هم در خارج /

 
کیهان کلهر در زمینه تدریس موسیقی هم در خارج از کشور فعال است .او تجربه یک ترم تدریس در هاروارد و در دانشگاه دارتنت در نیوهمپشایر داشته که در آن جا اصول موسیقی ایرانی را برای دانشجویان اتنوموزیکولوژی یا موزیکولوژی تدریس می کرده است .البته از آن جا که به دلیل مسافرتها و کنسرتهای فراوان هیچ وقت فرصت نداشته ، نمی خواسته که به صورت پیوسته در دانشگاهی تدریس کند.
 
 
/نوازندگی فست فودی/
 

کلهر برخلاف برخی نخواسته مدرسه ای داشته باشد که ثبت نام کند و تعداد زیاد باشد و هر کسی بیاید و یک ربع درس بگیرد و برود. به نظر او این شیوه تدریس نیست. این شیوه ساختن نوازندگان فست فودی امروز است که همه، فرآورده های چنین سیستمی هستند. نوازنده ای که ممکن است سازش را خوب بزند اما از ریشه خبر ندارد، با معلمش وقت نگذرانده. یا اصلاً معلمش از فرهنگ موسیقی چیزی نمی دانسته که در اختیار او قرار دهد، ردیف نزده... و همه این افراد هم در بازار کارند.

 
/کلهر و فرانسیس فورد کاپولا /
 
اما کلهر در زمینه ساخت موسیقی آخرین ساخته کاپولا همکاری داشته است. آهنگساز این فیلم اسوالدو گولیف است که آرژانتینی است اما در آمریکا زندگی می کند. . کوپولا به آهنگساز کار گفته بود: « می خواهم این کارم با بقیه فیلم هایم متفاوت باشد. این فیلم هالیوودی نیست و تهیه کننده هم ندارد. آهنگساز هالیوودی نمی خواهم. می خواهم موسیقی اش کاملاً متفاوت باشد.»
هشتاد درصد لحظاتی که کمانچه می شنوید، بداهه نوازی است. اسوالدو به کلهر گفته بود سی دی های تو را به کوپولا داده ام و او از ساز تو خیلی خوشش آمده. دوست دارد که این صدا در فیلم باشد. فیلم هم دو دنیای متفاوت را در بر دارد؛ جدید و قدیم، تاریخ و مدرنیته. در واقع صدای کمانچه، صدای تاریخ است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 11:22  توسط محمد تاجیک  | 

نگاهی به آلبوم «زرمان» ساخته کیاوش صاحب‌نسق

 

سکوت، سرشار از ناگفته‌هاست...


رها داوودی: فکرش را بکنید در یک بعد از ظهر زمستانی ابری روی یک صندلی کنج دیوار روبه‌روی یک پنجره قدی رو به یک خیابان دراز و ساکت نشسته‌اید و منتظرید تا چایتان که از بهترین مزارع لاهیجان چیده شده، خنک شود. همه چیز جز یک موسیقی آرام و گوش‌نواز برای گذران یک روز خاطره‌انگیز مهیاست. پیشنهاد نگارنده برای یادآوری لحظات نوستالژیک در این بعدازظهر زمستانی گوش سپردن به آلبوم موسیقی «زرمان» ساخته کیاوش صاحب نسق، آهنگساز مقیم اتریش است. این آلبوم که آوای باربد آن را منتشر کرده، از 2 سی دی تشکیل شده است. سی دی اول متشکل از 3 قطعه ارکسترال به نام‌های کو، ده، حصار و سی دی دوم متشکل از 3 تکنوازی با ساز‌های کنترباس و
ابواست که زرمان، منیدان و Deja Vuنام دارند. آلبوم زرمان تعامل و تقابلی در روح و جان ایجاد می‌کند که حالتی مشابه خلسه به فرد می‌دهد. قطعه اول گذاری است از مرز واقعیت به محال. این قطعه انگار در حال گذر مداوم از یک جا به جای دیگر است. شور، چهارگاه، افشاری و... و بعد در نهایت فرود در سه‌گاه را شاهدیم که همان بخش میانی قطعه و طولانی‌ترین بخش آن است. حضور مسعود شعاری با سه‌تارش در این آلبوم، دلیل دیگری است بر تجلی دوباره هنر در موسیقی. شعاری با تارش فضایی را ایجاد می‌کند که بی‌شباهت به فضای انتزاعی حاصل از دیدن یک نقاشی اکسپرسیونیسم نیست. به نظر می‌رسد گفتن از اثر آهنگسازی که 3 آلبوم «لالایی زیر آوار»،«...و اینجا در سکوت» و «لحظه ها» را در کارنامه خود دارد، تا همین جا کافی است. ادامه‌اش را به خود شما می‌سپاریم که مطمئناً با شنیدن آن و فضای عجیبی که در ذهن تصویر می‌کند به این نتیجه خواهید رسید که واقعاً سکوت، سرشار از ناگفته هاست... .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 22:36  توسط محمد تاجیک  |